تبلیغات
اسلام دین جاودانگی - رباعیات خیام
 
اسلام دین جاودانگی
عده ای با زهد کردند پرس ِجو __عده ای با عقل کردند جست ِجو--عده ای هم چون من ِ باده پرست --نیمه شب با باده کردند یاد از او--شب اف
درباره وبلاگ


(((روح پدرم شاد که می گفت به استاد--- فرزند مرا عشق بیاموز دگر هیچ )))رضا محمدی باتخلص شب افروز شاعر در سبک کلاسیک می باشم که از عزیزانم تقاضای ارسال آثار ارزشمندشان را دارم باشد که مجموعه ای زیبا فراهم شود 09100032381

مدیر وبلاگ : رضا محمدی (شب افروز)
نظرسنجی
برای سلامتی امام زمان(عج)مهمان شوید-التماس دعا










 هر چند که رنگ و روی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا

******رباعیات خیام******

چون عهده نمی شود کسی فردا را
حـالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ما
بـسیار بـــگردد و نــیـابد ما را

******رباعیات خیام******

چون در گذرم به باده شویید مرا
تلقین ز شراب ناب گویید مرا
خواهید به روز حشر یابید مرا
از خاک در میکده جویید مرا

******رباعیات خیام******

چندان بخورم شراب کاین بوی شراب
آید ز تراب چون روم زیر تراب
گر بر سر خـاک من رسد مخموری
از بوی شراب من شود مست و خراب

******رباعیات خیام******

بر لوح نشان بودنی ها بوده است
پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
در روز ازل هر آن چه بایست بداد
غم خوردن و کوشیدن ما بیهوده است

******رباعیات خیام******

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
بیدادگری پیشه دیرینه تست
وی خاک اگر سینه تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینه تست

******رباعیات خیام******

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمُر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هِشت
چو مور خورد به گور و چه گرگ به دشت

******رباعیات خیام******

اجزای پیاله ای که در هم پیوست
بشکستن آن روا نمی دارد مست
چندین سر و ساق نازنین و کف دست
از مهر که پیوست و به کین که شکست

******رباعیات خیام******

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت
بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت
زنهار به کس مگو تو این راز نهفت
هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

******رباعیات خیام******

می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن ز کفر و دین؛ دین منست
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتــا دل خـرم تـو کابین مـن است

******رباعیات خیام******

مهـتاب بــه نـور دامـن شـب بـشکافت
می نوش دمی خوش تر از این نتوان یافت
خوش بــاش و بـیندیش که مـهتاب بسی
اندر سر گور یک به یک خـواهد تافت

******رباعیات خیام******

از منزل کفر تا به دین یک نفس است
وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار
کز حاصل عمر ما همین یک نفس است

 

******رباعیات خیام******

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است
هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است
احوال جهان و اصل این عمر که هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی است

******رباعیات خیام******

این کهنه رباط را که عالم نام است
آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی است که وامانده صد جمشید است
گوریست که خوابگاه صد بهرام است

منبع:

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی