تبلیغات
اسلام دین جاودانگی - داستانهای کوتاه
 
اسلام دین جاودانگی
عده ای با زهد کردند پرس ِجو __عده ای با عقل کردند جست ِجو--عده ای هم چون من ِ باده پرست --نیمه شب با باده کردند یاد از او--شب اف
درباره وبلاگ


(((روح پدرم شاد که می گفت به استاد--- فرزند مرا عشق بیاموز دگر هیچ )))رضا محمدی باتخلص شب افروز شاعر در سبک کلاسیک می باشم که از عزیزانم تقاضای ارسال آثار ارزشمندشان را دارم باشد که مجموعه ای زیبا فراهم شود 09100032381

مدیر وبلاگ : رضا محمدی (شب افروز)
نظرسنجی
برای سلامتی امام زمان(عج)مهمان شوید-التماس دعا










مردی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسید :
شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روان‌پزشک گفت:
ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
مرد گفت: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌ تان کنار پنجره باشد !!!؟؟؟؟


نوع مطلب : داستانهای کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 25 فروردین 1396 01:56 ق.ظ
I think this is one of the such a lot important info for me.
And i am glad studying your article. But should observation on some general things, The site style is ideal, the articles is truly excellent :
D. Just right activity, cheers
دوشنبه 14 فروردین 1396 05:05 ب.ظ
We are a group of volunteers and opening a brand
new scheme in our community. Your website provided us with helpful info to work on. You've done a formidable process and our entire group will be thankful
to you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی